ستايش سينما

  • مشاهده در قالب PDF

Cop Out

نوشته حسین گیتی درباره فیلم «گلچهره»

 

فيلم «گلچهره» ساخته وحيد موسائيان درباره سينما، سقوط دولت كمونيستي افغانستان و تسلط مجاهدين افغان دركابل و سرانجام جنگ در افغانستان است. «گلچهره» هم مثل ساير فيلم‌هاي موسائيان، بيانگر دغدغه شخصي كارگردان است. كارگردان گفته بود: «زماني كه خبر نجات فيلم‌ها توسط كارمندان فيلمخانه ملي افغانستان بعد از سقوط طالبان در روزنامه‌ها منتشر شد، طرح داستان فيلم به ذهنم آمد».
وحيد موسائيان از دهه هشتاد فيلمسازي‌اش آغاز شد. «آرزوهاي زمين» نخستين فيلم و «خاموشي دريا» تجربه ديگري از اوست. «گلچهره» روايتگر تلاش مردي به نام اشرف‌خان براي بازسازي سينماست كه نقش او را مسعود رايگان به عهده دارد. او تلاش مي‌كند سينمايش را دوباره با كمك پناهنده‌هاي جنگي بسازد. تمام بازيگران در فيلم به فارسي دري حرف مي‌زنند.كارگردان در اين فيلم علاوه بر نشان دادن عشق مردي به فرهنگ و سينما، جنگ را هم نشان مي‌دهد. البته جنگ به شكل و شيوه كارگردان نشان داده مي‌شود. چون هم انرژي فيلم براي سينماست. شايد دلبستگي به سالن سينما در فيلم «سينما پاراديزو» (جوزپه تورناتوره 1988)، اوج تقدير و تجليل از سينما باشد. اما در جشنواره فيلم فجر 1389 فيلم ديگري به نام «كوچه ملي» (مهرشاد كارخاني) اكران شد كه سرسپردگي به سالن سينما نشان داده مي‌شود. «گلچهره» از منظري ديگر عشق به سينما را نشان مي‌دهد. نجات فيلم در فيلمخانه ملي افغانستان، محور دلپذير فيلم است كه عاشقان سينما را به شوق مي‌آورد.حضور افشين هاشمي درهيأت رئيس فيلمخانه افغانستان آن قدر باورپذير مي‌شودكه فراموش مي‌كنيم او دارد نقش بازي مي‌كند. بازي لادن مستوفي در نقش خانم ديگر، فوق‌العاده است. سكانس ديدني آنجاست كه فيلم‌هاي مهم تاريخ سينما را از دست طالبان پنهان مي‌كنند، كه به زيبايي اعتراف به عشق به زبان نيامده اشرف‌خان به خانم رخساره خودنمايي مي‌كند. فيلم به لحاظ كيفيت فني و هدايت سياهي لشكر، موفق بوده و براي طراحي صحنه‌ها در شهرستان بيرجند به جاي كابل تشابه سازي شده است كه بسيار باورپذير هم جلوه‌گر مي‌شود.
گلچهره با محوريت جنگ داخلي و بي‌ثباتي سياسي با همه كارشكني‌ها مي‌كوشد سينمايي را در كابل بازسازي كند و فيلم نشان دهد، تا مردم جنگ‌زده را شاد كند. اما شايد اشكال اساسي فيلم شعار دادن‌هاي مكرر است كه هر لحظه اتفاق مي‌افتد تا آنجا كه اشرف‌خان در برابر پرده سينمايي كه فيلم «ايثار» (آندره تاركوفسكي) را نمايش مي‌دهد نشان داده مي‌شود.علاوه بر تجليل از سينما بخشي از بار عاطفي فيلم به عهده شخصيت دوست‌داشتني و شيرين آپاراتچي مشهدي با بازي‌ هدايت هاشمي است؛ زيرا پروسه عمل آپاراتچي به دوام فيلم امكانات بيشتري مي‌دهد تا به رابطه عاشقانه و حسرت‌بار اشرف‌خان و خانم دكتر رخساره با توجه به تفاوت سني آن دو عاقبتي را نيابد.اما مشخص نمي‌شود چرا رخساره كه به اشرف‌خان روي خوش نشان نمي‌دهد با آپاراتچي‌ آنگونه نيست. اگر قرار است در فيلم يك مثلث عاشقانه ايجاد شود، پس چرا در مسير اين داستان ادامه نمي‌يابد و ما نمي‌دانيم.نكته ديگر اين موضوع است كه فيلمساز علي‌رغم عشق و علاقه‌اش به سينما و ستايش آن چرا مي‌پندارد بايد جملات قصار رديف كند تا مخاطب را بيشتر به آن عشق واقف كند؟
آثار موسائيان معمولاً ديده نمي‌شوند اما براي «گلچهره» اين روند متفاوت خواهد بود تصور مي‌شود در گيشه مخاطباني داشته باشد زيرا حسرت خوردن براي سينما و تجليل از آن مي‌تواند مسئله‌اي جهاني باشد.از نظر موسيقايي موسيقي متن فيلم گلچهره بي‌شك تأثيرگذارترين ساخته فريدون شهبازيان است. هرچند در برخي از صحنه‌ها موزيك سوار بر تصوير حركت مي‌كند.غير از اصول و پارامترهاي فيلمسازي كه در فيلم وجود دارد، تدوين فيلم بسيار موجز و قابل تجليل است.پيام فيلمساز حفظ و حراست از سينماست كه خود حديث مفصلي از روايت تصويري فرهنگ و تمدن يك مملكت است كه لازم است در راه اعتلاي آن بسيار كوشيد.

آخرین بروز رسانی در پنجشنبه, 29 دی 1390 ساعت 22:26

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

اخبار ستايش سينما