«گلچهره»؛ فیلمی در باب تجلیل از سینما

  • مشاهده در قالب PDF

Cop Out

فیلم «گلچهره» ساخته وحید موسائیان نیز درام تاثیرگذاری با محوریت سینماست كه در افغانستان درگیر جنگ روایت شده است و بواسطه فیلمنامه درخشان از تاثیرگذاری مطلوبی سود می برد

موسائیان در مقام مولف 'گلچهره' به خوبی داستان 'اشرف خان' سینمادار را به سلطه طالبان ضد فرهنگ بر افغانستان پیوند زده و از فضای حاكم بر آن بهره مناسبی گرفته است.
به همین خاطر نیز قهرمان و ضد قهرمان های 'گلچهره' برای مخاطب باورپذیر است و به ندرت گل درشت جلوه می كند.
فصل آغازین اثر برای آشنایی مخاطب با شخصیت اصلی فیلم با وجود اندكی زیاده گویی خوب از كار درآمده و روابط میان آنها را شفاف می سازد. با این حال ریتم داستان اندكی كند بوده و مخاطب تا رسیدن به نقطه عطف نخست كمی خسته می شود.
اما درست پس از مراجعت اشرف خان و تعمیركار آپارات - گودرز -، ریتم فوق العاده ای بر قصه حاكم می شود كه تا پایان نیز ادامه می یابد.
'گلچهره' برخلاف بسیاری از تولیدات سینمای ایران، یك قهرمان كلاسیك و جذاب دارد كه بار عمده ای از درام را به دوش می كشد: 'اشرف خان' به عنوان محور ماجراهای فیلم چنان از كار درآمده كه از همان ابتدای فیلم، حس همذات پنداری را در مخاطبان برمی انگیزاند.
برای مثال می توان به فصل افتتاحیه فیلم و همكاری اشرف خان با همشهری اش برای درمان فرزندش در بیمارستان اشاره كرد كه در همانجا نیز اشاره ظریفی به ارتباط عاطفی میان او و دكتر 'رخساره' می شود.
علاقه ای كه در ادامه به موتور حركت فیلم تبدیل شده و داستان را به شكل تكان دهنده ای پیش می برد.
موساییان از وجود طالبان در افغانستان و به قدرت رسیدن آنها در پیشبرد داستان بهره هوشمندانه ای گرفته و 'رخساره' و 'اشرف خان' را نمادی از كشور در حال ویرانی فرض كرده بی آنكه در مخمصه نمادپردازی گرفتار آید.
صحنه های تكان دهنده آتش زدن نگاتیوهای فیلمخانه این كشور و نیز دفن كردن تلویزیون در باغچه خانه را می توان از بهترین بخش های 'گلچهره' دانست كه بسیار خوب نوشته و كارگردانی شده است.
بخش بزرگی از موفقیت فیلم فوق مدیون فیلمنامه درخشان و حساب شده آن است كه زوائد كمتری دارد و اصول اولیه شخصیت پردازی در آن رعایت شده است.
در واقع موسائیان به جای آنكه یكسره به تیپ پردازی روی آورده و كار خویش را راخت تر سازد، شخصیت خلق كرده و تیپ ها را فقط در رابطه با شخصیت های فرعی همچون 'قند آقا' و 'رییس طالبان' به كار گرفته است.
اشرف خان به عنوان یك عاشق سینما كه در شرایط بحرانی نیز آن را دوای درد مردم می داند، قانع كننده از كار درآمده است و زیاده گویی و شعارزدگی به آن راه پیدا نكرده است.
عشق پاك و معصومانه او به دكتر 'رخساره' نیز موجز و تاثیرگذار از كار درآمده و رگ و ریشه ای كاملا سینمایی دارد.
ایده فرصت نیافتن ابراز علاقه كلامی اشرف خان به رخساره نیز به خوبی در بافت قصه جا افتاده و لایه ای دیگر به شخصیت پیچیده اشرف خان اضافه می كند.
سكانس تیرباران او جلوی پرده سینمای محبوبش نیز پایانی اسطوره ای و به شدت تاثیرگذار برای وی به وجود آورده و در ذهن مخاطبان ماندگار می شود.
در كنار او باید به رخساره ای اشاره كرد كه نمادی از مظلومیت زنان افغان در دوران سلطه طالبان است كه با وجود مشكلات بسیار، وطن خود را به زندگی در هرجای دیگر ترجیح می دهد.
او كه همسرش را در جنگ با روس ها از دست داده، این بار اشرف خان را به شكلی تراژیك از دست می دهد. ازدواج اجباری او با سركرده طالبان در شهر نیز مصیبت های این شخصیت را تكمیل كرده و عمق فاجعه را نمایان تر ساخته است.
شخصیت 'گودرز' به عنوان تنها شخصیت ایرانی فیلم خوب از آب درآمده و عشق به سینما نیز پیوندش را با اشرف خان و 'سالار خان' عمیق تر كرده است.
هق هق گریه او در صحنه پایانی فیلم بسیار تاثیرگذار شده كه به راحتی مخاطبانش را تحت تاثیر قرار می دهد.
موسائیان كه پیش از این كارگردانی چند فیلم را انجام داده، در 'گلچهره' جهش چشمگیری كرده و اثری تاثیرگذار و به یادماندنی را روانه پرده نقره ای كرده است.
وی بخش های افغانستان را در بیرجند به گونه ای كاملا باورپذیر ساخته و فضایی طبیعی را خلق كرده است.
از سوی دیگر ارادت خود به ذات سینما را نشان داده و از آن به عنوان عامل پیش برنده داستان بهره گرفته است.
در واقع یك 'سینما پارادیزوی' افغان خلق كرده بدون آنكه از خصوصیات اقلیمی و فرهنگی منطقه مورد بحث دور شود.
موسائیان در انتخاب بازیگران نیز فوق العاده عمل كرده و آنها را كاملا مطابق با شخصیت ها برگزیده است.
برای مثال می توان به 'مسعود رایگان' و 'لادن مستوفی' برای نقش های اشرف خان و رخساره اشاره كرد.
رایگان با تسلط چشمگیری لهجه را به كار گرفته و با درك درستی كه از نقش داشته آن را درونی كرده است.
اوج بازی او را در سكانس اعدام وی جلوی پرده سینما می توان مشاهده كرد كه چشمان به اشك نشسته اش تا مدت ها از ذهن مخاطبان پاك نمی شود.
مستوفی نیز پس از بازی در چند فیلم كاملا معمولی، در اینجا غافلگیر كننده ظاهر شده است.
وی از چشم به عنوان مهمترین عنصر در بازیگری بهره مناسبی گرفته و تاثیرگذاری نقش آفرینی اش را دوچندان كرده است.
'گلچهره' اثر سینمایی استانداردی است كه عشق به سینما در جای جای آن موج می زند و به هیچوجه شعور تماشاگران را به بازی نمی گیرد؛ چیزی كه این روزها در تولیدات سینمای ایران به متاعی كمیاب تبدیل شده است.

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 13 دی 1390 ساعت 09:22

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

اخبار «گلچهره»؛ فیلمی در باب تجلیل از سینما