كارگردان «گلچهره» و روايتي از افغانستاني ديگر

  • مشاهده در قالب PDF

Cop Out

اين كارگردان سينما همزمان با اكران فيلمش در گفت‌وگويي با اشاره به شكل گيري ايده ساخت فيلم «گلچهره» اظهار كرد: خبري را سه چهار سال پيش خواندم مبني بر اينكه با مسلط شدن طالبان بر افغانستان، بسياري از عناصر فرهنگي را مانند سينماها و‌تئاترها را از بين مي‌برند و سپس به سراغ فيلمخانه افغانستان خواهند رفت. بنابراين كاركنان فيلمخانه براي نجات آنجا در اتاقكي كه مقابلش ديوار كشيده بودند، فيلم‌ها را چهار سال مخفي كردند.
وي در عين حال گفت: مستندي هم در اين خصوص در قالب گفت‌وگو با كاركنان فيلمخانه ساخته شده بود بنابراين استارت اوليه‌ي از اين خبر خورد. در ابتدا تصميم داشتم فيلم را در قالب مستند بسازم اما بعد از اينكه تحقيقاتي انجام دادم، تصميم گرفتم به صورت سينمايي كار كنم.
موساييان درباره لوكيشن «گلچهره» گفت: برنامه داشتيم فيلم را در كابل فيلم برداري كنيم اما متاسفانه به دليل شرايط اين شهر و حساسيت‌هايي كه موضوع فيلم داشت ما را از اين كار منصرف كردند وحتي به جايي رسيديم كه فيلم را نسازيم چون نمي‌خواستم به جاي كابل، تصاوير روستايي را در ايران نشان دهم.
وي افزود: درخراسان به دنبال لوكيشن گشتيم اما جايي كه شبيه آنجا باشد را پيدا نكرديم و درنهايت تصميم گرفتيم محله‌اي از كابل را شامل سينما،‌ ميدان و خيابان در اطراف بيرجند بسازيم.
اين كارگردان با اشاره به انتخاب بازيگران اين فيلم خاطرنشان كرد: مسعود رايگان را كه پيش از اين در دو فيلم با او همكاري داشته‌ام را از همان ابتداي نگارش فيلمنامه براي يكي از دو نقش اشرف خان و گودرز درنظر داشتم كه در نهايت قرار شد نقش اشرف خان را بازي كند و فيلمنامه براساس شخصيت او بازنويسي شد.
موساييان گفت: براي نقش رخساره هم گزينه‌هاي ديگري داشتيم و در نهايت با توجه به اينكه لادن مستوفي در نقش‌هاي شهري جا افتاده بود با ترديد به سراغ او رفتيم. اما با پشتكاري كه از ايشان ديديم معتقدم بهترين انتخاب را انجام داديم.
اين كارگردان با اشاره به ديگر بازيگران گفت: افشين و هدايت هاشمي با توجه به نگاهي كه به اين حرفه دارند درگيري خوبي با نقششان پيدا كردند و با توجه به اينكه افشين هاشمي از نقشش بسيار جوانتر بود اما به خوبي از پس آن برآمد.
وي افزود:‌ در خصوص حسين محب اهري هم گاهي وقت‌ها تصاوير كليشه‌اي از بازيگران در ذهن ما وجود دارد به هرحال ما مقصر هستيم كه آنها را براساس نقش‌هايشان قضاوت مي‌كنيم و در نهايت ظرافت و طنازي كه ايشان در اين نقش داشتند را در هيچ گزينه ديگري نديدم.
موساييان ادامه داد:‌ در وهله اول كه سراغ افغانستان رفتم فكر كردم با توجه به ديگر آثاري كه در اين كشور ساخته شده مردم كمتر به سراغ آن بروند. اما سعي كردم افغانستاني را نشان دهم كه كمتر ديده شده است.
اين كارگردان طراحي لباس و لهجه را در اين فيلم بسيار مهم خواند و گفت: براي ساخت اين فيلم دو مساله اصلي لازم بود كه اگر نبود ارتباط برقرار كردن با آن بسيار سخت مي‌شد. يكي لباس و ديگري لهجه كه براي لهجه مشاور زبان مدت‌ها با بازيگران كار كرد و در تمام پلان‌ها نيز حضور داشت.
موساييان درباره شرايط اكران «گلچهره» به ايسنا توضيح داد:در ابتدا با گروه سينمايي «آزادي» قرارداد داشتيم اما نوبت اكران به جشنواره فيلم فجر مي‌رسيد بنابراين در نهايت تصميم گرفتيم آن را در گروه مخاطب خاص كه زمان بيشتري را در بر مي‌گيرد، اكران كنيم.
وي افزود: در حال حاضر سينماهاي «گلچهره» كم هستند و بعضا سانس‌هاي محدودي داريم و اگر بتوانيم با همين تعداد سالن و سانس مخاطبين فيلم را كه همه را شامل مي‌شوند به سينما بكشانيم موفق شده‌ايم.
موساييان درباره اكران اين فيلم در خارج از ايران نيز اظهار كرد:‌ رايزني‌هايي انجام شده است تا فيلم توسط بخش بين الملل بنياد سينمايي فارابي در افغانستان و تاجيكستان اكران شود. زمان نمايش فيلم در جشنواره افرادي از تلويزيون افغانستان و سفير و اعضاي سفارت اين كشور در ايران فيلم را ديدند كه خوشبختانه بازتاب خوبي در ميان آنها داشت.
اين كارگردان در بخش پاياني سخنانش از احمد ميرعلائي مدير عامل بنياد سينمايي فارابي براي حمايت از ساخت اين فيلم قدرداني كرد و گفت: ايشان زماني از فيلم حمايت كرد كه «گلچهره» مي‌توانست اصلا ساخته نشود و در پوشه‌ي فيلم‌هاي رد شده قرار داشت اما تنها شانسش تغيير مديريت فارابي بود و سرانجام آقاي ميرعلائي با نگاه خوبي به موضوع فيلم برخورد كردند.
وي تاكيد كرد: سه سال پيش فيلمنامه «گلچهره» در بسياري از جاها رد شد اما بعد كه ساخته شد همه از آن تعريف كردند.
موساييان درباره فيلم جديدش گفت: فيلمنامه‌اي را به عنوان «فرزند چهارم» درباره اتفاقات و شرايط انساني آفريقا دارم كه پنجشنبه براي بازبيني لوكيشن‌ها سفري را به اين قاره خواهم داشت.
داستان «گلچهره» درباره اشرف خان صاحب سينماي کابل است که پس سقوط دولت کمونيستي نجيب‌الله و تسلط مجاهدين بر کابل مي‌خواهد سينمايش را باز سازي کند اما يکپارچگي دولت ديري نمي‌پايد و جنگ‌هاي داخلي بار ديگر از خرابه‌هاي کابل سر برمي‌آورد و اين جنگ به فيلم‌خانه ملي افغانستان نيز راه مي‌يابد، جايي که تاريخ تصويري يک ملت در آن نهفته است.

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه, 30 آذر 1390 ساعت 11:02

اضافه‌ كردن نظر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی

اخبار كارگردان «گلچهره» و روايتي از افغانستاني ديگر